گزیده ای از سخنان سردار آبنوش در هفدهمین یادواره شهدای روستای گنج تپه ۲۴/۱۰/۱۳۹۴

سردار سالار آبنوشالحمدلله گنج تپه در استان ما حقیقتا خته روسفیدی است
بنده شهادت میدهم در طول ۸ سال دفاع مقدس صدقه سر این شهدا دلاور مردی های شما را دیدم
بعضی از نقطه ها می درخشند حقیقتا رزمندگان شما این جنسی بودند.
شهید شاخص شهرستان شهید یونس(گنجی) است همه شهدای شما شاخص هستند

خاطره ای از سردار شهید یونس گنجی از زبان سردار سالار آبنوش:
در یکی از عملیات ها در یک ارتفاعی از یک طرف نیروهای حزب دموکرات به طرف قله بالا می آمدند و از طرف دیگر کوه هم یونس به همراه نیروهایش بالا می آمد. شرایط بطوری بود که هر کسی که اول به قله می رسید او پیروز بود. ارتفاع هم بلند بود. یونس همه را تشویق می کرد. بطوری که در طول مسیر خودش تیرباری روی دوش گذاشته بود و همه نیروها را تشویق می کرد که سریعتر به قله برسند. در طول مسیر بچه ها یکی یکی یا چند نفر نفس شان می برید و جا می ماندند چون مسیر خیلی شیبدار بود. در چند متری آخر قله فقط چند نفری از آن همه نیرو مانده بودند که آنها هم نتوانستند و تنها کسی که خودش را با نفس قوی و الله اکبر گویان به بالای قله رساند شهید یونس گنجی بود. دموکرات ها ۲۰-۲۵ متر مانده بود که به قله برسند یونس به قله رسید و با تیر بار خود به سمت دشمن آتش گشود. با آتش سنگین شهید گنجی دموکرات ها عقب نشینی کردند و بچه های ما آرام آرام بالا آمدند و بر دشمن مسلط شدند. اگر دشمن اول به قله می رسید معلوم نبود که چه تعداد از بچه های ما شهید و یا زخمی می شدند.

خاطره ای از شهید حجت الله جعفری از زبان سردار سالار آبنوش:
مرحله دوم عملیات کربلای ۵ در شلمچه بود که گیر کرده بودیم. گرهی در کارمان افتاده بود. حاج ستار روحش شاد خط را به ما تحویل داده بود و بخاطر مشکلی که پیش آمده بود بهم ریخته بودیم. تازه مستقر شده بودیم که عراقی ها آمدند. شهید حجت الله جعفری متوجه من شد گفت چرا بهم ریخته ای؟ بخاطر اینکه بچه متوحه نشوند نگفتم. ایشان اصرار کرد و گفتم عراقی ها رسیده اند. ایشان با وجودی که در عملیات قبلی هم یک چشمش را از دست داده بود توانست شرایط را به نفع ما برگرداند.
ای صاحبان تریبون، روحانی هستی، امام جماعتی، استاد دانشگاهی، مسئولیتی دارید هر کدام از شما یک مخاطبی دارید بعضی ها جمعیت مخاطب بالاتر و برخی کمتر دارند. دشمن می خواست توسط جانوری بنام صدام جنگ تحمیلی را بصورت فرسایشی به ما تحمیل کند و ما آرام آرام خودمان را از درون از بین ببریم و انقلاب هم از بین خواهد رفت. دشمن یعنی استکبار با این محاسبه جنگ را به ما تحمیل کرد. که نماد این دشمن همین سران استکباری است.
بعنوان کسی که از غافله دفاع مقدس و شهدا جامانده است می گویم: خدا می داند که آنی که ما را پیروز کرد فقط و فقط و فقط یک کلمه بود و آن امام حسین ع بود. دشمن از این سلاح برنده ما غافل بود.

برادران و خواهران، خدا می داند هر جا که ما کم آوردیم آنی که ما را به سرانجام رساند آن یا حسینِ از وجود و با کمال خلوص رزمندگان بود. خط هایی که نباید بر اساس معادلات عقلی شکسته شود و ما شکستیم خدا می داند که با یا حسین بود. ما و رزمندگان دفاع مقدس بارها و بارها در جبهه ها معجره دیدیم. لذا امام حسین ع سلاح برنده دست ماست.

زمانی که در یکی از خیابان های تهران نمازگزاران به طلبه ای اقتدا کرده بودند تعدادی از این فتنه گران و رقاصه ها آمدند و عمامه این طلبه را دور گردنش پیچیده بودند و داشتند خفه اش می کردند. و این در پیشانی سران فقتنه گران حک شد که نتانیاهو آن انسان خبیث اشق الاشقیا امروز کثیفترین فرد روی کره زمین به فتنه گران ما گفت اصحاب من در ایران!

و اینها در پیشانیشان حک شد که اصحاب نظام صهیونیستی اند و هرگز برائت نجستند. هرگز اعلام نکردند که چه اشتباه بزرگی و چه غلط بزرگی کردند. بلافاصله بعد از آن رئیس جمهور آمریکا اینها را امیدهای خود معرفی کرد. هنوز هم که هنوز است نه سرانشان و نه بدنه شان اعلام برائت نکردند و توبه نکردند از این لکه ننگی که تمام ابدانشان را گرفته است

باز هم می خواهید مردم را اسیر کنید؟ باز هم میخواهید کدخدا و ارباب آمریکایی را آقای ما کنید؟ باز می خواهید برنامه های سران استکباری را در این کشور اجرا کنید؟ حیا کنید. خجالت بکشید. توبه کنید. این مردم مردم با شرفند و پای ارزشهایشان ایستاده اند. این مردم هنوز هم شهید می دهند. شهید سید میلاد مصطفوی برای چه شهید شده است.
عزیزان کلاه سرمان نرود. در این تبلیغات ها و در این وعده وعیدها و در این صحبت ها به شخصیت ما توهین نشود. بگویند چند تا ناهار دادیم رای را بردیم. چند تا فلان کار کردیم رای را بردیم.

عزیزان اگر می خواهی بدانی بصیری باید بدانید که بصیر چند خصوصیت دارد
۱- باید اطلاع داشته باشید نه خبر. خبر با اطلاع فرق می کند. خبر این چیزی است که همه می گویند. ولی اطلاع آن خبر درست است
۲-باید قدرت تحلیل داشته باشید.
۳-باید شاخص داشته باشید. برخی ها که روزی برای این انقلاب امید بودند و الان شدند بدبختی این شاخص را از دست داده اند. گرفتار سرانجام سلیمان بن صرد خزائی شده اند.

IMG_5985

محال است کسی بصیر باشد و اطلاع نداشته باشد. فرد بی بصیر حتما سرش کلاه می رود. خناسان با حیله های مختلف قدرت را از شما می گیرند و بعد بر علیه تمام اعتقادات و ارزشهای شما قدم بر می دارند و اعلام هم می کنند که ما نماینده مردمیم. ولی معلوم نیست در برجام چگونه عمل می کنند. پا را یواشکی عقب می کشند و بار را به دوش حضرت آقا می اندازند. در عکس العل هایی که باید به موقع انجام شود وظیفه را انجام نمی دهند کسی نمی تواند بهشان حرفی بزند می گویند ما نماینده مردمیم.

سردار سالار آبنوش در هفدهیمن یاواره شهدای روستای گنج تپه با حضور مردم و برخی از کاندیداهای مجلس: ما امثال برجام ها فراوان در پیش رو داریم که باید نماینده های قاطع ولایی که مرد و مردانه درِ جیبهاشان را دوخته باشند تا دهنشان باز باشد نیاز داریم. کسی که درِ جیبش باز باشد دهانش نمی تواند به موقع باز باشد اسیر است تسلیم است.(تکبیر قاطع حضار)

 

IMG_5906

صهیونیست ها متاسفانه ۳ چیز را در دنیا تحت کنترل کامل خودشان دارند
۱-تولید غذا و محصولات کشاورزی
۲-تولید سلاح از چه نوعی با چه کیفیتی و به چه تعداد در تمام جهان
۳-رسانه
با بصیر کسی است که انسان موثق، متدین و محکم را بشناسد. نه این واداده ها نه این آدم های خودفروخته. نه این آدم هایی که همه خون شهدا و هستی را با یک لبخند ارباب می فروشند باید بین اینها فرق بگذاریم.

در مشهد کنسولگری عربستان ۲تا پرده آتش گرفته دنیا بهم ریخته. در همان زمان سفارت ما در یمن موشک خورده. قبلا کاردار ما را شهید کردند هیچ اتفاقی نیافتاد.

ما ولایت داریم و زیر پرچم ولایتیم. هرکس با ولایت مشکل دارد و نمیگذارد همراه باشد یقین بدانید دلش مریض است
روح سردار همدانی شاد روزی به من گفت سالار تا حالا ۳ بار من رئیس جمهور سوریه شده ام. ۳ بار تکفیری ها تا چند قدمی کاخ ریاست جمهوری سوریه آمدند بشار اسد را فرستادیم رفت و ما ماندیم و مقاومت کردیم و نگه داشتیم

مداحی برادر حاج حسین مهدوی

 

IMG_5959

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>