خاطرات

سردار آبنوش: روح سردار همدانی شاد روزی به من گفت سالار تا حالا ۳ بار من رئیس جمهور سوریه شده ام

سردار سالار آبنوش در ادامه سخنانشان با اشاره به فداکاری های مدافعان حرم بویژه سردار شهید حاج حسین همدانی افزودند: روح سردار همدانی شاد روزی به من گفت سالار تا حالا ۳ بار من رئیس جمهور سوریه شده ام. ۳ بار تکفیری ها تا چند قدمی کاخ ریاست جمهوری سوریه آمدند بشار اسد را فرستادیم […]

۴۰ حدیث درباره حضرت فاطمه زهرا(س)

دیگر آن خنده‌ی زیبا به لب مولا نیست / همه هستند ولی هیچ کسی زهرا نیست قطره‌ی اشک علی تا به ته چاه رسید / چاه فهمید که کسی همچو علی تنها نیست شهادت حضرت فاطمه(س) تسلیت باد در کتب اهل سنت آمده است که رسول خدا(ص) فرمود: خدای تبارک و تعالى آتش را بر […]

اگر نمره ای بالاتر از بیست بود !

بیاید شهید مطهری را بیشتر بشناسیم  در سال ۱۳۳۱ دانشکده الهیات دانشگاه تهران ، تصمیم گرفت تعدادی مدرس از میان طلبه ها و روحانیان به صورت حق التدریس به کار بگیرد . تعداد زیادی از طلبه ها برای امتحان ورودی ثبت نام کردند ، اما دوستان و آشنایان مرتضی هر چه به او اصرار کردند […]

ماهی ها ….

پرسید : ناهار چی داریم مادر ؟ مادر گفت : باقالی پلو با ماهی… با خنده رو به مادر کرد و گفت : ما امروز این ماهی ها را می خوریم و یک روزی این ماهی ها ما را می خورند… چند وقت بعد … عملیات والفجر ۸ … درون اروند رود گم شد … […]

آرزو داشتم….

مــی خواستــم بـزرگ بشـــم درس بخــونــم مهنــدس بشـــم خاکمــــو آبــاد کنـــم زن بگیــــرم مادر و پــدرمــو ببــــرم کربــلا دختـــرمـــو بـزرگــ کنــــم ببـــرمــش پارکــ تو راه مــدرسه با هـــم حرفـــ بزنیـــم خیلـــی کارا دوسـت داشتــــم انجـــام بـــدم خــب نشــــد….!!! … بایـــد مــی رفتـــم از مـــادرم، پـــدرم، خاکـــم، نامـوســـم، دختــــــرم و … دفـــاع کنــــم رفتـــم کـــه دروغ […]

السلام علیک یا انصار ابا عبدالله (ع)

 بهش گفتیم: چرا برنمی‌گردی عقب با این همه ترکش هایی که توی تن ات  داری؟؟؟؟ می‌گفت: آدم برای این خرده‌ ریزها که برنمی‌گرده . ترکش باید اندازه لیوان باشه تا آدم خجالت نکشه بره عقب. روی خاکریز نشسته بود، که یه خمپاره خورد کنارش  !!! آخر سر هم با یکی از همین ترکش‌های لیوانی رفتعقب. ببخشید […]

خواب آرام

با سلام و صلوات بر محمد ال محمد چند روز پیش در وب گردی هام به یک عکس رسیدم که برام خیلی آشنا بود.شاید با این لباس ها یک جا دیده بودمش یا شاید این عکس هست و من ندیدمش ولی خیلی برام آشنا بود اون کلاهش صورتش و … . یا شایدم من دارم […]